تصمیم‌گیری در شرایط عدم‌قطعیت؛ چگونه مدیران صنعت غذا ریسک خرید مواد اولیه را مدیریت کنند؟
تصمیم‌گیری در شرایط عدم‌قطعیت؛ چگونه مدیران صنعت غذا ریسک خرید مواد اولیه را مدیریت کنند؟
تاریخ انتشار:1405/07/15

تصمیم‌گیری در شرایط عدم‌قطعیت؛ چگونه مدیران صنعت غذا ریسک خرید مواد اولیه را مدیریت کنند؟

«قیمت فقط تا آخر امروز معتبر است.»
این را تأمین‌کننده‌ای می‌گوید که صبح مدیر خریدت از او استعلام گرفته‌!
دلار نوسان دارد، قیمت محموله بعدی معلوم نیست و موجودی کارخانه هم آن‌قدر نیست که بتوانی راحت صبر کنی. از آنطرف نقدینگی شرکت هم محدود است.
جلسه می‌گذاری.
خرید می‌گوید:«همین الان بخریم.»
مالی می‌گوید:«نقدینگی را نگه داریم.»
تولید می‌گوید:«دیر بجنبیم، چند هفته دیگر گیر می‌کنیم.»
آر اند دی هم می‌گوید:«اگر این گرید نرسید، جایگزین تأییدشده نداریم.»
همه نگاه‌ها به توست؛ انگار باید آینده را پیش‌بینی کنی. قرار بود مدیر یک واحد تولیدی باشی، نه نوستراداموس!
این بار اما تصمیم را همان لحظه نمی‌گیری.روی تخته می‌نویسی:
بخریم یا نخریم؟
بعد خطش می‌زنی.
به‌جایش می‌نویسی:
این تصمیم را روی کدام آینده بسته‌ایم؟
حالا از هرکدام یک سؤال می‌پرسی.
از مالی:
«اگر قیمت بالا رفت چه؟ اگر پایین آمد چه؟»
«نصف نیاز را بخریم.»
لازم نیست هر تصمیمی را یک‌جا بگیری. بعضی تصمیم‌ها را می‌شود برگرداند، بعضی را نه.
پس تصمیمی که امکان اصلاح دارد، با تصمیمی که بعداً برگشتن از آن پرهزینه است، نباید به یک شکل گرفته شود.
بعد رو به خرید می‌کنی:
«اگر محموله دیر رسید؟»
«تأمین‌کننده دوم را داریم، ولی ماه‌هاست ازش خرید نکرده‌ایم.»
«ارتباط را نگه دار.شاید امروز از او خرید نکنی، اما نمی‌خواهی روزی که به او نیاز داری، تازه شروع کنی به پیدا کردنش.»
بعد از تولید می‌پرسی:
«اگر این گرید چند ماه در دسترس نبود؟»
«گرید دوم را روی یک خط تست می‌کنیم.برای اینکه اگر مجبور شدیم، از نقطه صفر شروع نکنیم.»
بعد نوبت R&D است.
می‌پرسی:
«چه چیزی ممکن است فردا برای ما تبدیل به یک مسئله جدی شود؟»
«فرمول بعضی محصولات بیش از حد به یک ماده وابسته است. از طرفی، بعضی مقررات هم در حال تغییرند.»
«روی طراحی فرمولاسیون جایگزین کار کن»
بعد دوباره همان جمله‌ها از دور میز بلند می‌شوند:
«این قیمت حتماً برمی‌گردد.»
«همیشه همین گرید را گرفته‌ایم.»
«اگر الان نخریم، فردا گران‌تر می‌شود.»
«تا حالا که مشکلی پیش نیامده.»
ممکن است هرکدام از این حرف‌ها درست باشد.
اما تو تصمیم را بر اساس «همیشه» و «تا حالا» نمی‌گیری.

از خودت می‌پرسی:
اگر اشتباه کرده باشیم، کدام فرض ما باعث این اشتباه شده؟
و قانون جلسه را عوض می‌کنی:
هرکس یک دلیل بیاورد که نشان دهد تصمیم ما ممکن است غلط از آب دربیاید.
آن روز نمی‌فهمی تصمیم درست بوده یا نه.
چون هنوز آینده اتفاق نیفتاده است.
اما یک چیز را می‌فهمی:
قرار نیست یک نفر در اتاق آینده را حدس بزند.
قرار است چند نفر، تصمیم را آن‌قدر از زوایای مختلف تحت فشار بگذارند که اگر قرار است جایی بشکند، قبل از بحران بفهمند کجاست.
خب نوسان که برای ما چیز تازه‌ای نیست. چیزی که تغییر کرده، تعداد متغیرهایی است که همزمان روی یک تصمیم اثر می‌گذارند.
برای همین، به نظرم یکی از مهم‌ترین مهارت‌های مدیران صنعت غذا در روزهای پیش‌رو، پیش‌بینی دقیق‌تر آینده نیست.
تصمیم گرفتن، وقتی آینده را نمی‌دانیم است!
یعنی بدانیم کدام تصمیم را باید امروز گرفت، کدام را می‌توان عقب انداخت، کجا باید گزینه جایگزین ساخت و کجا باید از قبل آماده شد.
عدم‌قطعیت را نمی‌شود از بازار حذف کرد.
اما می‌شود کاری کرد که شرکت با هر تکان کوچک، مجبور نشود از صفر تصمیم بگیرد.

حالا از شما می‌پرسم:
کدام گزینه را امروز نگه داشته‌اید، فقط برای اینکه اگر فردا شرایط عوض شد، دستتان بسته نباشد؟