سری «آمادگی برای بازار جهانی» | قسمت اول
در اگروفود امسال، برخلاف انتظارم، بخش قابل توجهی از گفتگوها دیگر حول بقا، بحران و کمبودها نبود.
مدیران بیشتر درباره رشد، توسعه بازار، سرمایهگذاری و آینده صنعت غذا صحبت میکردند.
این تغییر ذهنیت برای من بسیار جالب بود.
چون سالهاست که صنعت غذای ایران بخش بزرگی از انرژی خود را صرف حل مسائل روزمره کرده است؛ از تامین مواد اولیه و نوسانات ارزی گرفته تا محدودیتهای تجاری و حفظ تداوم کسبوکار.
اما در همین سالها، جهان صنعت غذا نیز متوقف نمانده است.
امروز در بسیاری از بازارهای دنیا، رقابت تنها بر سر قیمت، ظرفیت تولید یا حتی کیفیت محصول نیست.
بسیاری از برندهای جهانی دیگر فقط محصول نمیفروشند.
آنها درباره منشأ مواد اولیه، اثرات زیستمحیطی، پایداری زنجیره تأمین، سلامت محصول و مسئولیت اجتماعی خود نیز پاسخگو هستند.
از سوی دیگر، مدلهای رشد کسبوکار نیز در حال تغییر است.
امروزه بسیاری از شرکتهای موفق از طریق همکاریهای استراتژیک، انتقال دانش فنی، توسعه بینالمللی و مشارکتهای هدفمند رشد میکنند؛ نه صرفاً با افزایش ظرفیت تولید.
به همین دلیل، به نظر میرسد سوال مهم پیش روی بسیاری از شرکتهای غذایی دیگر این نباشد که:
«چگونه از بحران عبور کنیم؟»
بلکه این باشد:
«آیا برای رقابت در دنیایی که قواعد آن تغییر کرده آمادهایم؟»
آیا مزیت رقابتی ما واقعاً پایدار است؟
آیا سازمان ما توانایی یادگیری و تطبیق با روندهای جدید را دارد؟
آیا زنجیره تأمین، فرمولاسیون، برند و مدل کسبوکار ما برای بازار فردا آماده است؟
در گفتوگوهای اگروفود امسال، بیش از هر چیز این سوال در ذهنم شکل گرفت:
اگر فضای رقابت در صنعت غذا تغییر کند، کدام شرکتها آمادهتر خواهند بود؟
و شاید مهمتر از آن:
کدام شرکتها از امروز در حال آماده شدن برای آن هستند؟