بسیاری از کارخانهها یک تصور اشتباه دارند:
اینکه همه مواد اولیه در فرمولاسیون «نقش مشابهی» دارند.
اما در واقعیت، اینطور نیست.
در هر محصول، فقط چند ماده اولیه هستند که رفتار کل سیستم را تعیین میکنند.
و جالبتر اینکه: همین مواد، معمولاً در زمان کاهش هزینه یا تغییر تأمینکننده، هدف تصمیمگیری قرار میگیرند.
در عمل چه اتفاقی میافتد؟
وقتی شرایط پایدار است: همه چیز قابل پیشبینی به نظر میرسد.
اما با اولین تغییر کوچک در یک ماده اولیه:
بافت محصول تغییر میکند کیفیت نوسان پیدا میکند رفتار محصول در بازار عوض میشود و حتی رضایت مشتری کاهش پیدا میکند
بدون اینکه همیشه علت بهدرستی دیده شود.
مسئله اصلی اینجاست:
در بسیاری از کارخانهها، «حساسیت مواد اولیه» بهدرستی تعریف نشده است.
یعنی مشخص نیست:
کدام ماده ستون محصول است کدام ماده قابل جایگزینی است
- و کدام تغییر میتواند کل سیستم را تحت تأثیر قرار دهد
نتیجه این عدم شفافیت چیست؟
تصمیمهای تأمین، بیشتر بر اساس قیمت گرفته میشود نه بر اساس نقش واقعی ماده در محصول.
و این دقیقاً همان نقطهای است که ریسک پنهان ساخته میشود.
سؤال مهم:
در کارخانه شما، آیا مشخص است کدام مواد اولیه تغییرپذیر هستند و کدام «حساس به تغییر»؟
یا این موضوع فقط بعد از بروز مشکل مشخص میشود؟